با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد
در خود تمام مرثيه ها را مرور کرد
ذهنش ز روضه ها ي مجسم عبور کرد
شاعر بساط سينه زدن را که جور کرد
احساس کرد از همه عالم جدا شده است
در بيت هاش مجلس ماتم به پا شده است
در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
وقتي که ميز و دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسيده بود به دستش قلم گرفت
مثل هميشه رخصتي از محتشم گرفت
بار اين چه شورش است که در جان واژه ها ست
شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست
بي اختيار شد قلمش را رها گذاشت
دستي زغيب قافيه را کربلا گذاشت
يک بيت بعد ، واژه ي لب تشنه را گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت
حس کرد پا به پاش جهان گريه مي کند
دارد غروب فرشچيان گريه مي کند
با اين زبان چگونه بگويم چه ها کشيد
بر روي خاک و خون بدني را رها کشيد
او را چنان فناي خدا بي ريا کشيد
حتي براش جاي کفن بوريا کشيد
در خون کشيد قافيه ها را ، حروف را
از بس که گريه کرد تمام لهوف را
اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
اين بند را جداي همه روي نيزه ساخت
"خورشيد سر بريده غروبي نمي شناخت
بر اوج نيزه گرم طلوعي دوباره بود"
اوکهکشان روشن هفده ستاره بود
خون جاي واژه بر لبش آورد و بعد از آن...
پيشاني اش پر از عرق سرد و بعد از آن ...
خود را ميان معرکه حس کرد و بعد از آن ...
شاعر بريد و تاب نياورد و بعد از آن ...
در خلصه اي عميق خودش بود و هيچکس
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس...
*پ.ن:
شاعرش رو نمیشناسم ولی شعرش واقعا محشره
*پ.ن:
شاعرش رو پیدا کردم. "حمید برهانی"
علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال شد!

شاید به این موضوع دقت نکرده باشید که تاریخ مخابره این خبر حدودا 8 ساعت پیش از آغاز انتخابات فدراسیون فوتبال است، اما انصراف شهنازی از کاندیداتوری در انتخابات باعث شد که این موضوع مشخص شود.
البته این هم یکی از مزایای آقازادگی است که بسیاری از اتفاقات را پیش از موعد متوجه شد ولی این موضوع از ماهها پیش قابل پیش بینی بود.
پرچم سفید علی آبادی را از همان روزهای ابتدایی می شد دید و این آخرین مرحله تسلیم گروه حاکم در این شکست مفتضحانه بود. آنها در این جریان بی میل نبودند که شاهرخ شهنازی را که کمتر از استقلال عمل و تصمیم برخوردار است به عنوان رییس فدراسیون فوتبال معرفی کنند تا همچنان این رشته را به نوعی با واسطه در تسلط داشته باشند، اما در واقع کلاه سازمانی ها پس از رسوایی کناره گیری علی آبادی دیگر پشم نداشت و نتوانستند جلوی کفاشیان بایستند تا در این جریان تنها کسی که به عنوان بازنده محض دست خود را بالا برد رییس سازمان باشد.
اینکه چرا و چگونه در این گرداب گرفتار شدند داستانی طولانی دارد ولی در این نبرد روشن ترین مسئله بی سیاستی مردان سیاست گذار ورزش کشور بود که با سازمان دهی از هم گسیخته به جای اینکه در این ماجرا از هم حمایت کنند به دیگران حمله می کردند تا هر یک به نوعی تیشه ای به ریشه خشک این گروه بزنند.
سازمان با وجود ژست پیروزمندانه و دموکراتیکی که برای این انتخابات به خود گرفت در روزها و لحظات پایانی تلاش بسیاری کرد تا در این مسئله همه چیز را بر سر کمیته انتقالی خراب کند، غافل از اینکه با شبه مناظره ای که در برنامه نود بین دو طرف در گرفت محسن صفایی فراهانی چهره ای محق و مقبول در آستانه انتخابات مجلس از خود نشان داد که در واقع سازمانی ها در این اقدام ساده لوحانه با این تقابل آب به آسیاب گروه مقابل سیاسی ریختند.
اما این ماجرا اپیزودهای جالبی داشت که هر یک مقال جداگانه ای برای بررسی می طلبد، اما بد نیست به چند مورد از آن اشاره کنیم:
اپیزود اول:
در واقع این اولین باری است که پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی انتخاباتی با حضور نمایندگان و ناظران خارجی برگزار می شود.
شاید کسی به این آمار توجه نکند ولی این یک واقعیت است که تا کنون در هیچ یک از انتخابات رسمی کشورمان بیگانگان به عنوان ناظر بر صحت انجام برگزاری انتخابات حضور نداشته اند و کسی ما را تا این اندازه به بی عدالتی و بی لیاقتی محکوم نکرده بود که ورزش کشور را برای انجام یک انتخابات ساده در یکی از فدراسیون های ورزشی مجبور به تحمل قیم کند.
مدیران ورزش کشور اینقدر در این موارد از خود بی سیاستی نشان دادند تا روال کار از دست خارج شد و کار به دست کسانی افتاد که با خط کش های ما ارزش هیچ چیز را اندازه نمی زدند. خدا را هزاران مرتبه شکر که طرف حساب ما خوب یا بد یک ایرانی شد وگر نه اوضاع از این هم بدتر می شد. محمد دادکانی که اعلام کرده بود با هر نتیجه ای پس از جام جهانی ساختمان سئول را ترک می کند با اظهار نظر و عملکرد بی ملاحظه رئیس سازمان در موضع انفعال افتاد و کوتاه نیامدن رئیس سازمان در مقابل قانون های بین المللی باعث شد که همه چیز به دست کسانی اداره شود که در اروپا اگر در ذهن خود تار های این انقلاب را از پودهایش جدا نمی کنند برای حفظ آن نیز سر سوزنی ارق ندارند.
همه چیز مشخص است: "ورزش مدیر کارآمد ندارد!" انتخابات فوتبال ضعف مدیریتی سازمان را به بلندی فریاد زد، حالا آقایان پس از این رسوایی چه افشاگری خواهند کرد یا اینکه با دست و پا زدن های لحظات پایانی می خواهند چه کسی را با خود به زیر آب ببرند بعدها مشخص می شود.
در واقع بی کفایتی مدیران ورزشی سازمان تربیت بدنی در برخورد با حوادث و اتفاقات فوتبال باعث شد تا پای خارجی ها نیز پس از 29 سال برای نظارت بر انتخابات به تهران باز شود.
اپیزود دوم:
"فیفا هم یک بنگاه است" این جمله را اکثر کسانی که در این مدت مسائل فوتبال را پیگیری می کنند بارها از قول دولتی های درگیر در این موضوع شنیده اند. این بدین معنی است که سازمان تربیت بدنی که نماد یک ملت و یک دولت در ورزش است به مراتب از جایگاه بالاتری نسبت به این فدراسیون جهانی برخوردار بوده و متعاقبا نظر اولی به دومی اولی تر است.
البته ما که مدتی است عادت کرده ایم که قسم حضرت ابوالفضل دم خروس را در یک زمان و به یک اندازه باور کنیم. به همین دلیل هم صحبتهای اخیر مسئولین را جدی می گیریم و هم عکس های یادگاری معاون بلند مرتبه سازمان در کنار نماینده فیفا را نشانه علاقه بیش از حد دوستان به نمایندگانی که اصولا نام خارجی را به یدک می کشند نمی گذاریم.
به هر حال پیش می آید که یک نفر هم کسی را قبول نداشته باشد و هم در کنار او با افتخار عکس یادبود بگیرد تا فردا روزی که از ورزش رفت به دیگران نشان بدهد و خود را تا حد نمایندگان یک بنگاه بالا که نه، پایین بیاورد!
یک بنگاه از یک دولت به مراتب پایین تر است، گرچه بی سیاستی دوستان اداره کننده ورزش باعث شد که همین بنگاه برای ما تعیین تکلیف کرد، قیم مقرر کرد و به معاون رئیس جمهورمان اجازه شرکت در انتخابات را نداد!

اپیزود سوم:
گرچه اینجا همه با هم متحد و همدل هستند، اما نباید فراموش کنیم که در خارج از کشور نیز کسانی وجود دارند که به زبان شیرین فارسی تسلط داشته باشند و جالبتر اینکه با نظام جمهوری اسلامی نیز اندکی خصومت داشته باشند.
به هر حال ترجمه سخنان تند علی آبادی برای فیفایی ها جنبه توهین داشت و باعث شد که آنها نیز در این خصوص عکس العمل های شدیدی از خود نشان دهند.
شاید یکی از بی سیاست ترین کارهای علی آبادی همین مصاحبه ها و اظهار نظر های تند او علیه فدراسیون جهانی فوتبال بود. به قدری ساده آنها را مورد خطاب و عطاب قرار می داد که گویی برای آنها شخصیت قائل نیست و در پایان هم کسانی را مقصر اعلام کرد که حرف های او را به گوش فیفایی ها رساندند.
چرا علی آبادی دست به این کارها و اظهار نظرات زد که به این بلا دچار شود مسلما خودش و مشاورانش مقصر اول و آخر هستند. این را رئیس جمهور نیز در مقابل دیدگان هفتاد میلیون ایرانی به صراحت اعلام کرد. اما آنها هنوز پشت این سپر خود را مخفی کرده اند که به زودی افشا گری می کنند و مقصرین را معرفی خواهند کرد! شاید طرز فکر مدیران سازمان با رئیس جمهور متفاوت باشد و آنها برخلاف سخنان اخیر دکتر احمدی نژاد کس دیگری را مقصر می دانند!
اما در پایان باید به این نکته اشاره کرد که هیچکس به جز اطرافیان و برخی چسبیده ها نگران اوضاع علی آبادی نیست، او اگر در تغییر و تحولات پس از انتخابات مجلس قربانی ژست های دولت پیش از انتخابات نشود در دوره بعدی ریاست جمهوری بعید است که در این پست باقی بماند. بیشترین نگرانی ها متوجه فوتبال است. حالا او با کوله باری از زخم های عمیقی که از فوتبال به یادگار دارد باید با این رشته تعامل کند. رشته ای که به دلیل حضور فیفایی ها دیگر نمی توان با آن به مثابه گذشته رفتار کرد!
روزهای ابتدایی حضور رئیس سازمان را به خاطر بیاورید، روزهایی که رئیس از این مسئله صحبت می کرد که فوتبال هم مثل همه رشته های دیگر یک فدراسیون است و به اندازه همه به آن توجه می کند. اگر این حرف درست باشد باید منتظر کاندیداتوری علی آبادی در دیگر فدراسیون ها نیز باشیم.


